|
به یاد مهراوه
| ||
|
این شعر رو دوستش دارم که نوشتم ... کاش می شد هیچکس تنها نبود کاش می شد دیدنت رویا نبود گفته بودی با تو می مانم ولی رفتی و گفتی که اینجا جا نبود سالیان سال تنها مانده ام شاید این رفتن سزای ما نبود من دعا کردم برای بازگشت دستهای تو ولی بالا نبود باز هم گفتی که فردا می رسی کاش روز دیدنت فردا نبود ... [ شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۲ ] [ ] [ سیده مریم الم ]
|
||
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||