|
به یاد مهراوه
| ||
![]() هر چه می خواهم غمش را در دلم پنهان کنم سینه می گوید که من تنگ آمدم ! فریـــــــــاد کن ... کنار لحظه هایت، چه آرام و شادمانه قدم میزدم ! چه خوش نجوای عشق و محبتت را با گوش هایم می چشیدم ! ای معبود تنهایی هایم ... ای مهربانم ... ای مهراوه ام ... ای آرامگه روح طغیانگرم ... ای تکیه گاه تک تک لحظه هایم ... کاش ترنم مهربانی هایت، همیشگی بود ... ای کاش سبزینه ی نگاهت، هر لحظه شکوفه میکرد ... تا در آیینه ی روح مطهرت، خودم را تمام و کمال به سجده می نشستم ... پ ن : و ... اینچنین چهار سال گذشت ... از عروج مهراوه ی من ... [ یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۲ ] [ ] [ سیده مریم الم ]
|
||
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||