|
به یاد مهراوه
| ||
|
این شعر رو از وبلاگ مهراوه جون نوشتم ... این روزا که میرسه دل لعنتی من بد جوری دلتنگش میشه... خدایا هر جای عرش که هستش ، بهش بگو ما رو هم دعا کنه ... قاصد آمد گفتمش آن ماه سیمین بر چه گفت؟ گفت با هجرم بسازد گفتمش دیگر چه گفت؟ گفت دیگر پا ز حد خویش نگذارد برون گفتمش جمع است از پا خاطرم از سر چه گفت؟ گفت سر را بایدش از خاک ره کمتر شمرد گفتمش کمتر شمردم زین تن لاغر چه گفت؟ گفت جسم لاغرش را از تعب خواهیم سوخت گفتمش من سوختم در باب خاکستر چه گفت؟ گفت خاکستر چو گردد خواهمش بر باد داد گفتمش بر باد رفتم در صف محشر چه گفت؟ گفت در محشر به یک دم زنده اش خواهیم کرد گفتمش من زنده گردیدم ز خیر و شر چه گفت؟ گفت خیر وشر نباشد عاشقان را در حساب گفتمش این است احسان از لب کوثر چه گفت؟ گفت با ما بر لب کوثر نشیند عاقبت گفتمش چون عاقبت این است زین خوشتر چه گفت؟ گفت دیگر نگذرد در خاطرم یاد عزیز گفتمش دیگر بگو گفتا مگو دیگر چه گفت... [ سه شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۲ ] [ ] [ سیده مریم الم ]
|
||
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||